|
اسب خو.تفنگ خو.پیا دیاری .....هر سنه خدا دا به بختیاری
|
بنام خدا
فرارسيدن سوم شعبان سالروز ميلاد مسعود وفرخنده
آقا امام حسين (ع)و بزرگ پرچمدار كربلا و اعياد
شعبانيه را به همه آزادمردان دنيا و دوستان عزيزم
تبريك و تهنيت عرض مينمايم ..
ضمنا سالگرد ازدواجمون رو هم به همسر عزيزم
تبريك ميگم ...
با آرزوي بهترينها براي شما بازديد كننده عزيز ...
در باور و اعتقاد عشاير بختياري و شايد ديگر اقوام ايران زمين ..وسط مرداد ماه ..يعني شب چهل و پنجم يعني 45روز كه از تابستان بگذره ..زمين يه نفس ميكشه ...كه در زبان محلي به اون (نفس دوزهه )يعني نفس مخفي زمين و از اين روز به بعد هوا يه كمي تغيير ميكنه و بهتر ميشه ...ودر شب اول شهريور ماه يعني 60روز كه از تابستان بگذره ...(نفش آشكارنه ايزنه )يعني نفس آشكار خودشو ميزنه و هواي گرم بكلي شكسته ميشه و روبه خنكي ميره ...كلا هر فصلي كه 60روز ازش بگذره مخصوصا زمستان و تابستان ميگن شصت ديگه شكست ..يعني 60روز از هر فصلي كه بگذره ديگه شكسته ميشه ...
براي ما كه بقول عشاير در گرمسير هستيم خيلي مشتاق زدن اين دو نفس زمين هستيم ..چون واقعا از گرما مرديم مخصوصا بااين قطع برق و بي برقي كه ديگه نوبره ماشاله ...
معلوم هم نيس اين نيروگاه سركاري هم كي راه ميفته ....
تا پست بعدي ...ياعلي
ديشب شام مهمون پسر عموم بوديم ...يكي از پسر عموهام از اهواز اومده بود ...مهمون اونا بودند .مارو هم دعوت كردند ..جاتون خالي يه ماه پيش رفته بوديم خونه پسر عموم كه اهوازه ..شغل آزاد داره ..يه نذري داشت و مارو هم دعوت كرده بود ...با همين خونه پسر عموم كه ديشب خونشون بوديم ...خلاصه اوني كه اهواز بود يه گوسفند نذري داشت ...جاتون خالي ...واقعا خالي ...خلاصه ديشب هم پسر عموم كه اينجاست يه بره اي رو سر بريده بود ...ذغال بلوط و كباب بختياري ...تا دلتون بخواد ...لاشه گوسفند آويزون بود ..از هر جاي گوسفند كه دوست داشتي خودت ميبريدي و كباب ميكردي ...بقول معروف خودت صاحبخونه اي ..اصلا ما با هم اين حرفها رو نداريم ...چيزي كه من هر وقت گوسفند ميكشيم دوست دارم ...ميرم از دنبه گوسفند حدود بيست سانت يا بيشتر به قطر يه خيار ميبرم ...دورش روده ميپيچم ...كباب ميكنم خوب كه كباب شد ....اي خوشمزه است كه نگو ...خلاصه همه طرفدار اين كباب من هستند ...خلاصه جاي شما خالي ..دوغ محلي هم داشتيم ...روي دوغ پر بود از كره محلي ...حاضر نبودم اونا رو هم از دست بدم ...با قاشق همه رو ميگرفتم ..عيال دعوام كرد ...گفت نيست ماشاله كم كلسترول روسوندي به بدن ...از اينها هم نگذري ...
اما فرداصبح كه داشتيم با همكارم آقاي حسين زاده با موتور ايشون سر كار ميرفتيم ...آخه مسيرمون تا بانك زياد نيست ...دور ميدون خليج فارس صداي يه ناله و تصادف شنيديم ...چشمتون روز بد نبينه ...يه پير مرد موتوار سوار كه ميخواست بره سركار و يه لقمه نون در بياره ...با يه پاترول كه آرم شبكه بهداشت روش بود تصادف كرد ...جسد بيجونشو از زير ماشين دراورديم ...خيلي دلخراش بود ...اون رو با راننده پاترول سوار تاكسي كرديم و به بيمارستان فرستاديم ...امروز همش حالم گرفته بود و اين صحنه همش جلوي چشام بود ....
خدا نصيب هيچكس نكنه ....
فرارسيدن سيزدهم رجب ميلاد مسعود و
فرخنده مولود كعبه آقا علي (ع) را به
همه دوستداران آن امام عزيز تبريك
عرض مينمايم .
التماس دعا

خداوندا به من آرامشي عطا فرما تا بپذيرم هر آنچه
را نميتوانم تغيير دهم .دكتر علي شريعتي
سالروز شهادت استاد دكترعلي شريعتي را خدمت همه دوستان
تسليت عرض نموده و يادش را گرامي ميداريم ...
بيو بريم مال خومون والا تشس بلازه
بنشينيم دور يك والا شوگار درازه
بيار دستاته بنه من دستوم كه تا جون داريم دوتائيمون چي مه و آستاره
كل يك بويم
بي ياو بي ياو تا نمهنيم تهنا بونديم عهدي كه تا هدمون همدرنگ و ستين دل يك بويم
نامه ای از ویکتور هوگو ....برایت آرزومندم
(نامه اي از ويکتور هوگو)
قبل از هر چيز برايت آرزو ميكنم كه عاشق شوي، و اگر هستي، كسي هم به تو عشق بورزد، و اگر اينگونه نيست، تنهاييت كوتاه باشد و پس از تنهاييت، نفرت از كسي نيابي. آرزومندم كه اينگونه پيش نيايد، اما اگر پيش آمد، بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني.
برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي، از جمله دوستان بد و ناپايدار، برخي نادوست و برخي دوستداركه دست كم يكي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد و چون زندگي بدين گونه است، برايت آرزومندم كه دشمن نيز داشته باشي، نه كم و نه زياد. درست به اندازه، تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قراردهند، كه دست كم يكي از آنها اعتراضش به حق باشد تا كه زياده به خود غره نشوي.
و نيز آرزومندم مفيد فايده باشي، نه خيلي غير ضروري تا در لحظات سخت،.وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است، همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سرپا نگاه دارد.
همچنين برايت آرزومندم صبور باشي، نه با كساني كه اشتباهات كوچك ميكنند، چون اين كار ساده اي است، بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميكنند و با كاربرد درست صبوريت براي ديگران نمونه شوي.
و اميدوارم اگر جوان هستي، خيلي به تعجيل، رسيده نشوي و اگر رسيدهاي، به جوان نمايي اصرار نورزي، و اگر پيري، تسليم نا اميدي نشوي، چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد و لازم است بگذاريم در ما جريان يابد.
اميدوارم كه دانه اي هم بر خاك بفشاني .....هر چند خرد بوده باشد...... و با روييدنش همراه شوي، تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد.
به علاوه اميدوارم پول داشته باشي، زيرا در عمل به آن نيازمندي و سالي يك بار پولت را جلو رويت بگذاري و بگويي: " اين مال من است" فقط براي اينكه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است!
اگر همه اينها كه گفتم برايت فراهم شد، ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم ...